ما خدا را قبول نداریم و مسلمان نیستیم

صحبت های آقا همیشه برایم دلنشین و پردرس بوده و هست که با هر بار خواندن و شنیدنش چیز های زیادی یاد گرفتم، این بار در مورد یک مسئله ی تکراری پیش آمده که فقط دلم را می سوزاند و ناراحتم از مسلمانی خودمان، بعضی از صحبت های آقا در دانشگاه علم و صنعت ( + ) در مورد جسم و روح انقلاب را به اسلام و مسلمانی تعمیم می دهم.
اسلام یک ساخت حقوقی و رسمی داره، احکام اسلامی، نماز و روزه و خمس و چیزهایی که ظواهر مسلمانیه که البته حفظ این ها لازم و واجبه ولی کافی نیست.
همیشه در دلِ ساخت حقوقى، یه ساخت حقیقى، یه هویت حقیقى و واقعى وجود داره؛ این هویتو باید حفظ کرد. این ساخت حقوقى در حکم جسمه، اون هویت حقیقى در حکم روحه؛ در حکم معنا و مضمونه. اگر اون معنا و مضمون تغییر پیدا کنه، اگر چه این ساخت ظاهرى و حقوقى هم باقى بمونه، نه فایده اى داره، نه دوامى؛ مثل دندانى که از داخل پوک شده، ظاهرش سالمه؛ ولی با اولین برخورد با یه جسم سخت میشکنه. اون ساخت حقیقى و واقعى و درونى، مهمه؛ اون در حکم روح این جسمه.
البته من در جایگاهی نیستم که بخوام در مورد این روح اسلام حرف بزنم ولی این جوری که در خودم و شاید در امثال خودم می بینم این جسمه ظاهرا خوبه ولی امان از روح.
ماشالا نمازا اول وقت، ماه رمضون روزه، ماه محرم عزاداری، اونایی که دستشون به دهنشون می رسه خمس و از این مسائل، نه که این ها مهم نیستا، این ها هم لازمه ولی بدون اون روح هیچ ارزشی که نداره هیچ، تازه به ضرر هم هست به جرم این که به اسم مسلمونی و نماز خونی چه غلطایی می کنیم.
گفتن این که مسلمونیم فایده ای نداره، خدا از ما مسلمونی عملی می خواد، خیلی مسخرست ما مسلمونیم ولی دروغ می گیم، مسلمونیم ولی سر برادر مسلمونمونو کلاه می ذاریم، مسلمونیم ولی به برادر مسلمونمون ظلم می کنیم؛ اشتباه نکنین منظورم کلاه ها و ظلم های عجیب و غریب نیست، همین اذیت و آزار های مرسوم.
مثال های زیادی ( + ) برا نوشتن هست ولی مصلحت ایجاب می کنه بیشتر از این توضیح و تفسیر ندم، اگه اسلام رو با روح و جسمش در نظر بگیریم به این نتیجه می رسیم که : ما خدا را قبول نداریم و مسلمان نیستیم.

/ 1 نظر / 14 بازدید

[گریه][گریه][گریه] کاش همه مثل شما فکر میکردن! [ناراحت][ناراحت][ناراحت]