مغروران خود برتر بین عقل کل!

جامعه را افراد آن تشکیل می دهند و افراد جامعه هم در یک دیدگاه کلی به دو دسته ی خواص و عوام تقسیم می شوند، همیشه خواص پیشرو جامعه بودند و عوام با توجه به خواص رفتار و کردارشان را تنظیم می کنند. طبق معمول نباید باز از این تقسیم بندی به آدم های عجیب و غریب بر بخوریم، در خانواده، در دانشگاه و در هر مجموعه ی دیگری، خواص وجود دارند، اگر این جریان عوام و خواص سیر طبیعی خودش را طی کند اتفاق خاصی نمی افتد ولی مشکل آن جاست که فرد یا افراد از عوام که ویژگی های خواص را ندارند می خواهند خود را به زور در خواص جا کنند و این وسط گروهی از عوام را هم منحرف می کنند، نمونه ی بزرگ تاریخی اش همان خلافت سه گانه بعد از رحلت پیامبر است و در مقیاس کوچکتر جناب آقای منتظری و عوام ِ پیرو او، می توانیم مثال های دیگری را از این مورد را در اطراف خودمان ببینیم.
یکی دیگر از مشکلات ما دید مطلق گرایی مان است، یعنی همه چیز و همه ی مسائل را با دید صفر و یکی یا سیاه و سفید دیدن. یعنی ما دید خاکستری نسبت به افراد و قضایا نداریم، یعنی اگر یک آدم مثبت یک اشتباهی را مرتکب شود دیدمان نسبت به او منفی خواهد شد و بر عکس.
فاجعه آن جا رخ می دهد که همان گروه عوام فریب این دید مطلق گرایی در مورد نظرات خودشان را داشته باشند، این دیگر اوج فلاکت است، یعنی بگویند هر چه که من می گویم درست است و به جز نظر من هیچ چیز دیگری درست نیست، سخنرانی جالبی از آقا بعد انقلاب در مورد شاه و این که گناه شاه این بود که می گفت آن چه من می گویم نه آن چه ملت می خواهد ( + )، نمونه ای از همین مورد است.
اسم این افراد را می شود "مغروران خود برتر بین عقل کل" گذاشت که نمونه اش را زیاد دور و برمان می بینیم.
اکثر اختلافات خانوادگی، اداری، دانشگاهی و غیره بر می گردد به همین مغروران خود برتر بین عقل کل و عوام ِ پیرو آنان.
مطلب خیلی خیلی خلاصه و بدون تفضیل شد، اگر متوجه نشدید توضیحات بیشتری خواهم داد با ارائه ی مصداق!

/ 0 نظر / 14 بازدید